آری تا شقایق هست ...
سال جهاد اقتصادی گرامی باد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 13:50  توسط اسفندیار فرهادی | 
 
/
/
/
/
/
/
/
/
/
/

باز باران

باز باران

 با ترانه

با گوهر های فراوان

می خورد بر بام خانه

 

من به پشت شيشه تنها

ايستاده :

در گذرها

رودها راه اوفتاده.

 

شاد و خرم

يک دوسه گنجشک پرگو

باز هر دم

می پرند اين سو و آن سو

 

می خورد بر شيشه و در

مشت و سيلی

آسمان امروز ديگر

نيست نيلی

 

يادم آرد روز باران

 گردش يک روز ديرين

خوب و شيرين

توی جنگل های گيلان:

 

کودکی دهساله بودم

شاد و خرم

نرم و نازک

چست و چابک

 

از پرنده

از چرنده

از خزنده

بود جنگل گرم و زنده

 

آسمان آبی چو دريا

يک دو ابر اينجا و آنجا

چون دل من

روز روشن

 

بوی جنگل تازه و تر

همچو می مستی دهنده

بر درختان می زدی پر

هر کجا زيبا پرنده

 

برکه ها آرام و آبی

برگ و گل هر جا نمايان

چتر نيلوفر درخشان

آفتابی

 

سنگ ها از آب جسته

از خزه پوشيده تن را

بس وزغ آنجا نشسته

دمبدم در شور و غوغا

 

رودخانه

با دوصد زيبا ترانه

زير پاهای درختان

چرخ می زد ... چرخ می زد همچو مستان

 

چشمه ها چون شيشه های آفتابی

نرم و خوش در جوش و لرزه

توی آنها سنگ ريزه

سرخ و سبز و زرد و آبی

 

با دوپای کودکانه

می پريدم همچو آهو

می دويدم از سر جو

دور می گشتم زخانه

 

می پراندم سنگ ريزه

تا دهد بر آب لرزه

بهر چاه و بهر چاله

می شکستم کرده خاله

 

می کشانيدم به پايين

شاخه های بيدمشکی

دست من می گشت رنگين

از تمشک سرخ و وحشی

 

می شنيدم از پرنده

داستانهای نهانی

از لب باد وزنده

راز های زندگانی

 

هرچه می ديدم در آنجا

بود دلکش ، بود زيبا

شاد بودم

می سرودم :

 

" روز ! ای روز دلارا !

داده ات خورشيد رخشان

اين چنين رخسار زيبا

ورنه بودی زشت و بی جان !

 

" اين درختان

با همه سبزی و خوبی

گو چه می بودند جز پاهای چوبی

گر نبودی مهر رخشان !

 

" روز ! ای روز دلارا !

گر دلارايی ست ، از خورشيد باشد

ای درخت سبز و زيبا

هرچه زيبايی ست از خورشيد باشد ... "

 

اندک اندک ، رفته رفته ، ابرها گشتند چيره

آسمان گرديده تيره

بسته شد رخساره خورشيد رخشان

ريخت باران ، ريخت باران

 

جنگل از باد گريزان

چرخ ها می زد چو دريا

دانه های گرد باران

پهن می گشتند هر جا

 

برق چون شمشير بران

پاره می کرد ابرها را

تندر ديوانه غران

مشت می زد ابرها را

 

 روی برکه مرغ آبی

از ميانه ، از کناره

با شتابی

چرخ می زد بی شماره

 

گيسوی سيمين مه را

شانه می زد دست باران

باد ها با فوت خوانا

می نمودندش پريشان

 

سبزه در زير درختان

رفته رفته گشت دريا

توی اين دريای جوشان

جنگل وارونه پيدا 

 

بس دلارا بود جنگل

به ! چه زيبا بود جنگل

بس ترانه ، بس فسانه

بس فسانه ، بس ترانه

 

بس گوارا بود باران

وه! چه زيبا بود باران 

می شنيدم اندر اين گوهرفشانی

رازهای جاودانی ،پند های آسمانی

 

" بشنو از من کودک من

پيش چشم مرد فردا

زندگانی - خواه تيره ، خواه روشن -

هست زيبا ، هست زيبا ، هست زيبا ! "

 

از سايت hamyar

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اسفند 1389ساعت 13:42  توسط اسفندیار فرهادی | 
 

در آثار پیشینیان آمده است که این جشن را نخست جمشید برپا کرد. گویند در این روز جمشید بـه جنگ دیوان رفت و آنان را فرمانبردار خویش ساخت. جمشید در این روز بر تختی نشست کـه دیوان آن را می بردند و با آن به یک روز راه از دماوند به بابـل رسید. مردم در تعجب شدند و آن روز را جشن گرفتند. پس از جمشید شاه سال به سال براهمیت و فراگیری نوروز افزوده شد.

در زمان هخامنشیان و ساسانیان، نوروز بعنوان سنتی فراگیر و بسیار باشکوه چه در دربار شاهان و چه در خانه های مردم عامه (نه فقط زرتشتیان) اجرا می شده است.

علت مهم دیگری که جهت گسترش نوروز و درآمدن این عید در حیطه‌ی شعایر اسلامی یاد می‌شود، تقارن نوروز است با جانشینی علی‌بن ابیطالب توسط پیغامبر اسلام محمدبن عبدلله (ص) در عید غدیرخم، در سال دهم هجری برابر با بیست و نهم حوت (اسفند) است. همچنین در چنین روزی علی‌بن ابیطالب عاقبت بعد از بیست و پنج سال گوشه‌گیری اجباری به خلافت رسید. به این ترتیب نوروز همچنان پس از اسلام اهمیت خود را حفظ کرد و احادیث و روایات بسیاری در این باب و در بهارالانوار گردآوری شده است.

طبیعت پس از گذران ِدوره ای سرد و بی محصول، با آغاز بهار زنده شده و در واقع آفریده می شود. (در اسلام و همچنین عارفان ِاسلامی موضوع خلق مدام، منطبق با این عقاید ایران باستان است) انسان نیز باید بعنوان یکی از مخلوقین ِالهی سعی کند همراه طبیعت به رستاخیز برخیزد.

ماه فروردین را ماهِ فَروَهَرها یا فَروَشی ها می نامند و آن عید اموات است. در این ماه بدلیل رستاخیز (نو شدن ِموقت دنیا) پرده ی میان زندگان و مردگان به کناری رفته و ارواح ِنیک ِدر گذشتگان به ملاقات ِزندگان می شتابند. رسم معروف قاشق زنی، نیز از همین اعتقاد نشأت می گیرد. ارواح ِنیک بصورت افرادی که رویشان پوشیده است به پشت در خانه های زنده ها آمده و زنده ها نیز به آنان به رسم یادبود و برکت هدیه ای می دهند. و نیز تمیز کردن خانه ها و روشن کردن چراغها و شمعها در زمان تحویل سال برای رضایت خاطر و هدایتِ فروهر هاست.

در روز ابتدای فروردین، که بنام ِپاک و برکت دهنده ی اهورامزدا (خدای پاک) مزین شده است، خورشید وارد برج حَمَل شده و جهان از نو آفریده می شود.

ایرانیان کهن برای استقبال از سبزی ِبهاران، 25 روز مانده به فروردین بر 12 ستون ِخشتی یا سنگی سبزه می کاشتند. (12 ستون ، اشاره به اعتقاد کهن ِقرار گرفتن ِجهان بر روی 12 ستون)

ششمین روز فروردین که بنا به نظرات بسیاری محققان و موبدان زرتشتی، سالروز تولد زرتشت اسپنتمان است، به نوروز بزرگ معروف است. (آورده اند که در بامداد ِآن روز به کوه ِبوشنج شخص ِخاموشی که دسته ای از گیاهان خوشبو در دست دارد ساعتی نمایان است، سپس پنهان می شود و تا سال ِدیگر در همین هنگام دیگر نمایان نمیگردد.

فلسفه هفت سین

ایرانیان کهن و مردم بابل عدد "هفت" را مقدس می شمردند، طبقات آسمان و زمین و سیارات هفت بوده است، ستارگان هفتگانه ((زهره، مشتری، عطارد، زحل، مریخ، زمین و خورشید)) و ایام هفته نیز هفت روز است و گرامی میداشتندش.

پارسیان در تمامی روزهای فروردین خانه های خود را چراغانی کرده و چوب های خوشبو می سوزانند و شمع ها را روشن نگاه میدارند و خوانچه ای پهن می کنند که بر آن هفت چیز که نامشان با حرف ِسین شروع شده باشد میگذارند (هفت سین) مانند:

سبزه: نمودار ِگلهای زیبا و زینتی، سرسبزی و خرمی

سرکه: نماد شادی (میوه درخت تاک در ایران، میوه شادی خوانده میشد)

سمنو: از جوانه ی گندم، نمود رویش و برکت

سیب: میوه ای بهشتی و نماد زایش

سیر : نگهبان سفره (در اکثر فرهنگ های آریائی برای سیر نقش محافظت کننده از شر قائل بودند)

سماق: نماد مزه زندگی

سنجد: بوی برگ و شکوفه ی آن محرک ِعشق و دلباختگی است.

سکه: موجب برکت و سرشاری کیسه

کتاب مقدس که در گذشته اوستا و اکنون قرآن است و بودنش بر سر سفره باعث رونق میباشد.

آینه و شمع بر سر سفره هفت سین نیز نماد ِنور و روشنایی و شفافیت است. معمولا تخم مرغ نیز بر سر سفره ی هفت سین میباشد که نماد ِنطفه و باروری و زایش است. نیز در اساطیر ِایران، جهان، تخم مرغی شکل است، آسمان چون پوسته ی تخم مرغ و زرده اش نمودگار زمین است. ماهی ِزنده نیز نماد سرزندگی و شادابی ست. و هزاران فلسفه و رسوم متفاوت که در گوشه و کنار ِایران عزیزمان پراکنده است و در بعضی از کشورهای شرق آسیا مانند چین، هند و پاکستان نیز هر ساله مراسمی شبیه به نوروز انجام می شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت 14:9  توسط اسفندیار فرهادی | 
سلام بر خوانندگان زیبا اندیش وبلاگ سولک

چو فاریاب نباشد تن من مباد

ضمن سپاس از بینندگان وبلاگ سولک دست نیاز به سوی شما مردمان اهل راز جهت هرچه پر بارو زیباکردن وبلاگ دراز می کنم امید است ما را در این مهم یاری نمایید بیایید دست به دست هم فاریاب را بهتر بشناسانیم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 9:24  توسط اسفندیار فرهادی | 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 11:39  توسط اسفندیار فرهادی | 
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 10:28  توسط اسفندیار فرهادی | 
روز هجران و شب فرقت یار آخر شد         زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر شد

آن همه ناز و تنعم که خزان می فرمود      عاقبت در قدم باد بهار آخر شد

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 14:8  توسط اسفندیار فرهادی | 
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم تیر 1389ساعت 14:17  توسط اسفندیار فرهادی | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 11:50  توسط اسفندیار فرهادی | 
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 11:21  توسط اسفندیار فرهادی | 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 12:26  توسط اسفندیار فرهادی | 
درتاریخ ۳۰/۳/۸۹ تروریست جنایتکار عبدالمالک ریگی به جزای اعمال کثیف خود رسید.
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 10:33  توسط اسفندیار فرهادی | 
ٌپیامبر(ص)می فرمایند:رجب ماه خداست شعبان ماه من است ورمضان ماه امت من است

حلول ماه رجب ماه خدا برتمام مسلمین جهان مبارک باد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 13:57  توسط اسفندیار فرهادی | 
سالگرد ارتحال ملکوتی حضرت امام خمینی (ره) روز جمعه ۱۴/۳/۸۹باحضور اقشارمختلف مردم ،حجت اسلام اسماعیل نیا امام جمعه موقت بوشهر،نصوری معاون عمرانی استاندار ،عالی نزادمدیرکل امور روستایی استانداری ،افراسیابی بخشدار بوشکان وروسای شورای اسلامی شهروروستای بخش بوشکان درحسینیه صادق آل محمد(ع) فاریاب برگزارگردید 
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم خرداد 1389ساعت 22:38  توسط اسفندیار فرهادی | 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم خرداد 1389ساعت 13:19  توسط اسفندیار فرهادی | 
 
+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم خرداد 1389ساعت 8:15  توسط اسفندیار فرهادی | 
+ نوشته شده در  جمعه دهم اردیبهشت 1389ساعت 9:30  توسط اسفندیار فرهادی | 
 

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

       روستای فاریاب از توابع بخش بوشکان شهرستان دشتستان استان بوشهر با قدمتی بیش از 600 سال با پیشینه دینی و فرهنگی که زبان زد عام و خاص منطقه و خارج از منطقه بوده است . امروزه به لحاظ داشتن 846 خانوار و حجم کار بالای دهیاری علی رغم فعالیت زیاد و چشمگیری که دهیاری فاریاب در راستای خدمات روستایی داشته است جوابگوی انتظارات  و نیازهای مردم نبوده و همین امر باعث مهاجرت و متمرکز شدن در شهرهای بزرگ استان بخصوص مرکز استان شده است که می تواند مشکلات پیش بینی نشده ای در برنامه های مدیریت شهری آن شهرها ایجاد نماید . با اطمینان می توان گفت که با شهر شدن فاریاب وارائه ی خدمات شهری به مردم  فهیم و ولایت مدار فاریاب از مهاجرت چهار روستا یعنی علاوه بر خود روستا سه روستای همجوار و نزدیک کمتر از یک کیلومتر تنگ زرد علیا و سفلی و شاهیجان جلوگیری کند.


باید اذعان کرد که هم اکنون خیابانهای فاریاب و بازار خرید و فروش روزانه ، فضای سبز و امکانات تفریحی ، مراکز آموزشی ، مراکز بهداشتی ، امکانات ورزشی این روستا متناسب با نیازهای مردم نمی باشد و بسط و توسعه آن در حد توان اعتبارات دهیاری نیست.

    امید به آن داریم که با توجه به اهمیت موضوع و همکاریهایی که مردم در توسعه روستای خود داشته اند و داشته هایی که در صفحات بعد ارائه می شود و با انتظاراتی که از دولت کریمه و عدالت محور می رود مسئولان امربا تمام سعی و تلاش و جدیت خود در رفع محرومیت از مناطق محروم و کمتر توسعه یافته ، این خواسته بحق( شهریت فاریاب) تحقق یابد و مردم ولایت دوست ، مذهبی ، بابصیرت و قدر شناس فاریاب که در روز 9 دی ماه و 22 بهمن 88 این ادعا را به اثبات رسانده اند انشاء الله به حق وحقوق خود دست یابند و همچون 31 سال گذشته پشتیبان مسئولین خدوم و دلسوز خود باشند .

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 12:26  توسط اسفندیار فرهادی | 

-آمار جمعیتی :

      روستای فاریاب دارای 846 خانوار و بالغ بر 3600 نفر جمعیت دارد که پر جمعیت ترین روستای منطقه بوده و دارای بیشترین تراکم جمعیتی بخش می باشد.

2- موقعیت جغرافیایی روستا :

           این روستا در جنوب مرکز بخش با فاصله 5 کیلومتری، در جنوب مرکز شهرستان با فاصله 60            کیلومتری ،در جنوب شرق مرکز استان با فاصله 70 کیلومتر و در وسط روستاهای تنگ زرد سفلی ، تنگ زرد علیا ، شاهیجان ،طلحه و شهر کلمه واقع شده است . از غرب به ادامه رشته کوههای زاگرس، از جنوب شرق به شاهیجان، از شرق به تنگ زرد سفلی و علیا واز  شمال و جنوب به دشتهای قابل توسعه با ارتفاع 420 متری از سطح دریا و در عرض جغرافیایی 52 درجه منتهی می شود.

3-آمار رزمندگان هشت سال دفاع مقدس ، جانبازان ، شهدا :

این روستا افتخار اولین شهید منطقه را داراست که 9 شهید( که خونشان شرف راسرخ گون کرد) به انقلاب اسلامی ایران اهدا نموده است و در بخش بوشکان از بالا ترین اهدا کنندگان لاله های به خون آغشته به ارزش های انقلاب اسلامی است، 230 نفر رزمنده دفاع مقدس ، 40 نفر جانباز وقریب به 98/. بسیجی ازافتخارات این روستاست که نشان دهنده حضور فعال این مردم در صحنه های مهم تاریخ ساز انقلاب اسلامی است ودر منطقه رتبه نخست را به خود اختصاص داده است . 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 12:18  توسط اسفندیار فرهادی | 
۱- سدسولک واقع درغرب روستا:درغرب فاریاب تنگه ای بنام سولک است که سد مذکور در این تنگه بنا شده است منطقه ای بکر وکوهستانی وزیستگاه انواع برندگان(کبک-تیهو-کبوتر وحشی-)بزوکل کوهی -  روباه - گرگ - کرزنگلو - گربه کوهی  

۲- منطقه زیبا وچشم نواز بشت بیدستان(احمدآباد)واقع درشرق فاریاب در دامنه کوه روزی

۳ - نخلستان های سرسبز قد برافراشته که دیدگان هر بیننده ای را نوازش می دهد

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اردیبهشت 1389ساعت 7:57  توسط اسفندیار فرهادی |